حرف حساب!

راستش پس ازقریب به پانزده سال فعالیت درزمینه شعر (شرکت درانجمن های ادبی وجشنواره ها و...) هنوزهم درباره وبلاگ نویسی مردد هستم و مایلم اشعارم دریک مجموعه شعر انتشار وبه دست خواننده  برسد اما خوب!  ظاهرا چاره ای نیست وبا وسواس  ذاتی که من دارم  حالاحالاها باید صبرکنم وکمی بیشتر"دربلوغ خویش متبلورشوم" 

بگذریم! سخن کوتاه ! این غزل را که چند باردر نشریات محلی استان منتشر شده را به شما خواننده گرامی  تقدیم می کنم برگ سبزیست تحفه درویش : 

 

ازشبنم شرمم من آبم نکن ای دوست!

اینگونه غریبانه جوابم نکن ای دوست

 

ای آبی روشن ترازاندیشه صحرا

سرگشته صحرا وسرابم نکن ای دوست 

 

یک روح دبستانی شادابم و لیکن 

دلخوش به غزلهای کتابم نکن ای دوست

 

انگورک این باغم وبی هیچ گناهی 

این سان هوس آلوده شرابم نکن ای دوست

 

ویران تر ازاندیشه آبادی ام  اما 

سوگند به چشمت که خرابم نکن ای دوست

 

 

بردوش بنه بار "سهند" و "سبلان"  را

با عشوه ترکانه عذابم نکن ای دوست !


 

 

/ 10 نظر / 27 بازدید
مریم کولیوند

سلام دوست گرامی .. غزل زیبایی خواندم وکه بدون تعارف به دلم نشست ..ارتباط معنایی هر مصرع با مصرع بعدی را کاملا رعایت کرده اید و در کل ارتباط عمودی نیز برقرار است .. درود بر شما شاعر فرهیخته[گل]

ماندانا ملکی

سلام و درود بر شما شاعر گرامی ! و سپاس از حضور شما . غزل زیبایی بود موفق باشید . لینک شما هم انجام گرفت با تشکر .

شیخ محمدی

انگورک این باغم وبی هیچ گناهی این سان هوس آلوده شرابم نکن ای دوست سلام شاعر شعر زیبایی بود ممنون از حضورت وپوزش بابت تاخیر در پاسخ[گل]

سالم پوراحمد

با سلام و ارادت بي‌وقفه به روزم با: يادداشتي بر اولين بسته‌ي ادبي پيشنهادي «شعر فراگاه» تحت عنوان « در ستايش جهل »، سروده‌ي آقاي محمدعلي قاسمي منتظرم[گل]

موسوی مقدم

دايره ي عشق گرفتار حسينم عاشق شده ي چرخش پرگار حسينم فرياد زند چاك گريبان جنونم ديوانه ي زنجيري بازار حسينم